همایون شجریان
بر عکس همه روز ها سر این برنامه من یکم زورتر رسیدم نشستم روی یکی از نیمکت های خانه هنرمندان و منتظر شدم تا ابراهیم حیدری هم برسه. چند روز بود به خاطر یه سری مشکلات و فشار کاری به کل حواس پرت شده بودم . بعد از 20 دقیقه شروع کرده به باز کردن کیف و بیرون آوردن دوربین ، بعد هم رفتم بالا ببینم نشست خبری همایون شجریان شروع شده با نه .
تو راه پله ها بودم که دیدم بله حواس پرتی کار دستم داد ، گوشی موبایلم رو روی نیمکت جا گذاشتم. تقریبا بعد از 2 دقیقه برگشتم و دیدم که بله جا تره و بچه ای در کار نیست.
بعد شروع کردم با گوشی کیان امانی تماس گرفتن با گوشی خودم ، بوق آزاد میزد اما طرف گوشی رو بر نمی داشت.
آنقدر گرفتم که باتری گوشی کیان نصف شد . بعد از این که دیدم دیگه کار از کار گذشته رفتم و شروع کردم به عکاسی ، اما دستم به کار نمی رفت.
بله فردا هم رفتم و سیم کارت رو سوزوندم و قید گوشی رو هم زدم و خودم رو درگیر هفت خوان روستم نکردم و سراغ کلانتری و امور مشترکین نرفتم.
نکته اخلاقی : 4 چشمی و 4 دستی ، وسایل خودتون رو بچسبید چون این مملکت از قانون خاصی تبعیت نمی کنه.



چون این مملکت از قانون خاصی تبعیت نمی کنه يعني چي؟؟؟؟؟